گفتن يا نگفتن

چقدر روزها زود ميگذرن. چقدر شرايط زود تغيير ميکنن. هنوز به يه شرايط عادت نکردی شرايط تغيير ميکنه و دوباره روز از نو روزی از نو. انگار همين چند روز پيش بود که شروع کرديم به وبلاگ نويسی و اونقدر گرم اين کار که روزی دو يا سه تا مطلب می نوشتيم ولی الان. بعد از يکسال...
اين روزها حرف زدن و نوشتن کار سختی شده. شايد چون نوشتنی ها رو نوشتيم. شايد چون گفتنی ها رو گفتيم. ولی اگه همه حرفها زده شده پس چرا اينهمه لبريز از حرفهای نگفته ايم؟ شايد... شايد بخاطر اين باشه که نميشه اين حرفها رو گفت. شايدم... هر چی که هست، فعلا تنها چيزی که داره گفته ميشه حرف سکوته و زبان بی کلام در کام می چرخه.

تو مپندار که خاموشی من
هست برهان فراموشی من...

دريا

/ 3 نظر / 34 بازدید
n

دل آدم می گه می تونی بی حرف باشه شايد بايد بعضی وقتا سکوت کرد سکوتی سنگين تر از فرياد اما من حرف دل مو هميشه می زنم دونممممممممممممم

mina

سلام عرض شد باید بگم وبلاگ قشنگی دارید به من هم سر بزنید

Heaven Searcher

سلام... نمی دونم منو يادت می ياد يا نه ولی قبلا به وبلاگم سر می زدی .. داشتم آرشيو رو می ديدم گفتم يه سری بزنم اينجا !!! یعنی دیگه نمی خوای بنویسی ؟؟؟ راستی من آپديت کردم وقت داشتی يه سری بزن فعلا يا علي