گفته های نگفتنی

 
 
نویسنده : غريبه - ساعت ۳:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/۱۱/٥
 

مرا می بينی و دردم زيادت می کنی در  دم
تو را می بينم و ميلم زيادت می شود هر دم....
تا حالا شده احساسی و در خواب تجربه کنين و بعد که از خواب بيدار شدين حسرت بخورين. تا حالا شده کسی و که آرزوی ديدنش و داشتين تو خواب ببينين؟ بعد که بيدار شدين چه احساسی به شما دست داده؟ دلتون نخواسته که بازم به خوابتون برگردين؟ بازم در خواب باشين؟
ولی عزيز بدون که در خواب نيستی. بدون که بيداری. بدون که خواب نمی بينی. باورت نمی شه؟!! شايدم حق داری. دوره و زمونه اينطوريه. ديگه نميشه اينجور چيزا رو هم پيدا کرد. به قول شاملو که می گفت:
دخترای ننه دريا!
رو زمين عشق نموند!
خيلی وقت پيش بار و بنديلش رو بست
خونه تکوند.....
ولی خوب هنوز هم ميشه دوستی رو پيدا کرد. هنوز هم ميشه نشانه های عشق رو ديد. به قول شاعر که می گفت:
عشق از ازل است و تا ابد خواهد بود
جوينده عشق بی عدد خواهد بود
فردا که قيامت آشکارا گردد
هر دل که نه عاشق است رد خواهد بود....


 
comment نظرات ()