گفته های نگفتنی

 
 
نویسنده : غريبه - ساعت ٦:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۳/٢/٢٩
 

یکی بود، یکی نبود.
زیر این طاق کبود.
جز خدا هیچکی نبود.
نه ستاره نه سرود.
یه پسری بود که خیلی الاف بود. تمام روز و شب هاش به بیهودگی میگذشت. اصلا نمیدونست که میخواست چیکار کنه. اصلا نمیدونست واسه چی اومده و میخواد چیکار کنه. خلاصه. روزهاش به هیچی میگذشت. یه روز که همینطور داشت توی لجنزار زندگی قدم میزد و لولیدن دیگران رو در این لجنزار تماشا میکرد، با خودش میگفت: «کاش منم مثل اینا بودم. کاش میتونستم کارهایی رو که اینها میکنن انجام بدم. کاش میتونستم مثل کلاغ سرم رو در این لجن فرو ببرم و از اون بخورم و لذت ببرم. اما حیف که نمیتونم. کاش خدا نعمت حماقت رو به من هم میداد. خدایا! بهم خماقت که ندادی. پس لااقل یه چیزی بهم بده که بخاطرش زندگی کنم. یه هدفی. یه چیزی. از این بی مفهومی خسته شدم. از این بی هدفی به تنگ اومدم. یه راهی بهم نشون بده که بتونم از این لجنزار خلاص شم. یه کاری واسم بکن.» اما هیچ خبری نشد. پسر همینطور که میرفت مدام با قاطعیت و جدیت بیشتری این خواسته خودش رو مطرح میکرد. دیگه کم کم به تنگ میاد. صبرش رو از دست میده. مدام بیقراری میکنه. مدام بیتابی میکنه. بالاخره یه صدایی بگوشش میرسه. خدا بهش میگه که: «باشه. حالا که این رو میخوای من هم بهت یه چیزی میدم که بتونی با اون به آرزوهات برسی.» بعد به یه گوشه اشاره میکنه و میگه: «اون گوشه رو میبینی. همونجا توی لجنزار. اون درخشش رو در عمق این لجنزار میبینی؟ گوهر تو اونجاست. برو و برش دار. اونوقت به هرچی که بخوای میرسی.»
پسر نگاهش رو به ته لجنزار میدوزه. در یه نقطه پرعمق از لجنزار یه درخششی به چشمش خورد. پسر گفت:« خدایا! این که بدست آوردنش خیلی سخته. چطوری برم و برش دارم؟» خدا با عصبانیت نگاهی بهش میندازه و میگه: « اگه میخوایش میتونی بری و برش داری. اگه نه باید با همین وضع زندگی کنی. همینه که هست. فکر کردی میتونی هرچی رو که میخوای مفتی بدست بیاری؟ باید زحمت بکشی.» خدا اینو میگه و میره و دیگه بهش جواب نمیده. پسر یه مدت اونجا میشینه. هی به اون درخشش نگاه میکنه. با دیدن اون درخشش مدام بیقرارتر میشه. اما سختی راه رو چیکار باید میکرد؟ خیلی دشوار بود. پسر یه مدت همینطوری فقط به اون گوهر نگاه میکنه. آخرش طاقت نمیاره. بلند میشه و به سمت اون گوهر حرکت میکنه. دشواری راه رو فراموش میکنه. چون اون گوهر رو میخواست. چون اون گوهر معنی زندگیش بود. چون خدا اون گوهر رو برای اون آفریده بود.... آخرش رو هم هرجور که دوست داری تموم کن.
نتیجه شماره 1: بی هدفی خیلی سخته.
نتیجه شماره 2: بعضی مثل کلاغ خودشون رو به این خور و خواب چند روزه مشغول کردن و تنها فکر میکنن که فقط باید هرچه بیشتر از این لجنها بخورن و چاق شن. خوش به حالشون. حماقت هم نعمت بزرگیه.
نتیجه شماده 3: اگه گنج میخوای باید رنج ببری. چون در غیر اینصورت قدرش رو نمیدونی و هرچقدر هم که اون گنج برات مهم باشه اونو خیلی زود از دست میدی. اما اگه با سختی اونو بدست آورده باشی همیشه قدرش رو میدونی و با همه وجود ازش مراقبت میکنی.

دریا


 
comment نظرات ()
 
 
 
نویسنده : غريبه - ساعت ٦:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۳/٢/٢٠
 

تاحالا مسيری که رود طی ميکنه تا به دريا برسه رو ديدی؟ ديدی که چطوری از دل سنگها می جوشه و در مسيری پرپيچ و خم راه رو طی می کنه و از ميان دشت و جنگل و کوهها و بيابانها ميگذره تا به دريا برسه؟ ديدی که چطور سنگها و موانع سر راه رو کنار ميزنه و هر طوری هست ازشون ميگذره؟ اگه آدم هم مثل رود باشه اونوقت هيچ چيزی نميتونه مانع آدم بشه. هيچ چيز نميتونه آدم رو از رسيدن به هدف باز بداره. کافيه چون رود باشيم و در مسير زندگی از پيچ و خم ها و از مشکلات و موانع نهراسيم. کافيه به دريا به مقصد به هدفمون فکر کنيم. اونوقت اين مشکلات ديگه برامون بزرگ و لاينحل نيستن. اونوقت همه چيز برامون ساده بنظر ميرسه. اونوقت ميتونيم از زندگی بيشتر لذت ببريم. از اين فرصت باارزشی که بدون توجه از کنار آن ميگذريم و به گذر اون فکر نمی کنيم.
اما يه خطری در راه هست. مرداب رو ديدی. مرداب درواقع همون رودی هست که از رسيدن به دريا نااميد شده. درواقع از رسيدن به مقصد مايوس شده. برای همين يه جا وايساده. ساکن شده. بی حرکت شده. اما با اين سکون همه اون زلالی و شادابی و سرزندگی خودش رو از دست داده. شده يه آب عفن. متعفن و بدبو. شده يه جايی برای رشد لجن ها. آدم مايوس و نااميد هم مثل همين مردابه. توی زندگی در يه نقطه متوقف ميشه و جلوتر نميره. در واقع رود وقتی اميدش رو از دست ميده ميميره. نابود ميشه. آدم نااميد هم همينطوره. وقتی تمام آرزوها و خواسته هات رو از دست بدی اونوقت ديگه دليلی برای زنده موندن نداری. روزی که آخرين پرتو اميد هم رنگ ببازه، روزی که آخرين چراغ آرزو هم خاموش بشه، روز مرگ انسانه. مرگی زودرس. روح در گور جسم مدفون ميشه و می ميره. ممکنه جسم هنوز حرکت کنه اما در واقع يه مرده متحرکه.
راز بقا و بودن تنها اميد هست و بس. پس در گير و دار زندگی جوينده ای ابدی باش و مگذار که هيچ مشکلی تو رو از رسيدن به هدفی که داری باز بداره. و بدان که روز مرگ تو روز جدا شدن روج از جسم نيست بلکه روزی که آرزوها و اميدهاتو از دست بدی روز مرگت خواهد بود. پس اميدوار باش و چون رود روان باش و رويای دريا رو از سرت بيرون نکن که نوميد مردم را معادی مقدر نيست.
دريا


 
comment نظرات ()
 
 
 
نویسنده : غريبه - ساعت ٩:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/٢/۱٥
 

daryay man !  delam barat tange . az sob ta sham bary resedane be tu gere mikonam . wa   ghadmham ro bary resededane be tu mishemoram . behem gufti ke newesande khobi hastam .  ama man ke har chi daram    be khatere tu daram . tamame range  zendegim .  wa ehsasam az tust .  az waghti tu ro daram  zendam . wa gar na ke salha bod ke morde bodam .  miduni .  halasham be khatere inke az tu doram   kami  pajmorede shodam . mikham ke biaii pisham ba   abpashe  ehsaset har roz behem ab bedi . wa  ba    nore omidet  behem rang bedi wa  shadabi wa terawat  bebakhshi .  baram tu hame chizi . tu aftabe mani . tu zendegi mani . 

man beram. dobare  farda behet sar mizanam .  hamishe doset  daram .

san


 
comment نظرات ()
 
 
 
نویسنده : غريبه - ساعت ٦:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/٢/۱٤
 

che begam ke miduni az hame arezo ham . wa miduni ke alln fagaht wa faaght dost dashtam baaht bodam . rasti ma bary resedane be ham chera inhame baed sakhti bekeshim . mardom che rahat be khastehashon miresan wa ma che moshkil . khob  in moshkelat hastan wa ghai adam be fekresh mirese ke khodesh ro intur tasali bede wa bege ke shayed bary roshe    mohabatemon lazeme .   wa khob ina neshon mide ke ma che ghadr mitunim tahamol konim wa sabr dashte bashim .  ama  khob man ke  be khodam wa tu . be  rabatamon wa ehsasmon iman daram wa  hata age hame in emtehan ha nabod bazam midunestam ke   man wa tu be ham onghdr iman darim ke  dege  lazem nist ke  emtehan beshim . ama khob age sarnewesht mikhad ba ma  bazi kone  . bashe . age  taghdir mikhad  zorazemaii kone bezarim bekone . chon ke be har hal midunam ke ma barandeim . midunam ke ma tushiii darim az iman wa kolebari az mohabt ke ma ro bary resedane be  maghsademon  hamrahi kone .  midunam ke man wa tu  dar in mohaabat be marhale  resedim ke    dege hich  jadoi nemitune   ma ro az ham joda kone . midunam ke ba in imani ke darim mishe hame rah ro pemod . wa  piroz shod .  pas bezar ke ta jaii ke mitune   in sarnewesht  ma ro emtehan kone wa khodazemaii kone .   bazam ma barandeim .

 aziz hamishe bary inke bahat basham   rozshomari mikonam .  wa dostet daram .  hamishe moraghebe khodet bashi .

san


 
comment نظرات ()
 
 
 
نویسنده : غريبه - ساعت ٩:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/٢/۱۱
 

hmm . che rozhaii bod . har roz bedone inke  fekresh ro bekonim  mitunestim satha ba ham bashim wa harf bezanim ama harfi peda nemishod ke begim . wa aksar waght talaf mishod ke fekr konim  ke che mikhaim begim . ama chera? hala ke inhame harf darim on waght on harfa koja bodan?  ajibe . ama mibini gahi dori ham be aadam komak mikune ke ghadre ham ro bishtar bedonim .  khob alanam harfamon  tekrari ast ama teshnegimon bishtare . wa maze mide adam bade inhame teshnegi  ab bekhure . abe man tuii .  rohe man tui . daryay man tui . .  hmm  hala age waght dashte bashi ke byaii onlin dege  harf kam nmiayd . wa  onghdr tu anbare ghalbam  harf daram ke  az shenidaneshon   saret gij mire .

ama bazam   kholase hame harfam ine ke dostet daram .  hala sham ke waght kame . ba har kalame mikham behet begam ke dosete daram wa midunam ke miduni wa khob  in aromam mikune . thanks for being mine . thanks

ur arezo


 
comment نظرات ()
 
 
 
نویسنده : غريبه - ساعت ٩:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/٢/۱۱
 

hmm . che rozhaii bod . har roz bedone inke  fekresh ro bekonim  mitunestim satha ba ham bashim wa harf bezanim ama harfi peda nemishod ke begim . wa aksar waght talaf mishod ke fekr konim  ke che mikhaim begim . ama chera? hala ke inhame harf darim on waght on harfa koja bodan?  ajibe . ama mibini gahi dori ham be aadam komak mikune ke ghadre ham ro bishtar bedonim .  khob alanam harfamon  tekrari ast ama teshnegimon bishtare . wa maze mide adam bade inhame teshnegi  ab bekhure . abe man tuii .  rohe man tui . daryay man tui . .  hmm  hala age waght dashte bashi ke byaii onlin dege  harf kam nmiayd . wa  onghdr tu anbare ghalbam  harf daram ke  az shenidaneshon   saret gij mire .

ama bazam   kholase hame harfam ine ke dostet daram .  hala sham ke waght kame . ba har kalame mikham behet begam ke dosete daram wa midunam ke miduni wa khob  in aromam mikune . thanks for being mine . thanks

ur arezo


 
comment نظرات ()
 
 
 
نویسنده : غريبه - ساعت ٦:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۳/٢/۱٠
 

با مدعی مگوييد اسرار عشق و مستی
تا بی خبر بميرد در رنج خود پرستی
با ضعف و ناتوانی همچون نسيم خوش باش
بيماری اندرين غم خوشتر ز تندرستی...(حافظ)

برداشت آدمها از محبت ،مثل روشی که برای ابراز اون بکار می برن، خيلی متفاوت و گاه متضاده. هرکس برداشت خودش رو داره. هرکس محبت رو به نوعی ميبينه. يکی فکر ميکنه محبت يعنی ترحم به کسی، يکی اونو در کمک مالی به کسی ميبينه، يکی اونو در کمک روحی به کسی ميبينه... هرکس يه جوری محبت ميکنه. در مورد عشق هم وضع همينطوره. يکی فکر ميکنه عشق در اصل رابطه ای از سر دماغ و بخاطر هوس. يکی فکر ميکنه که در اصل همون محبت ورزيدن افراطيه و ... . بعضی هم که فکر ميکنن از همه عاقلتر و بالغترن ميگن که اين عشق ها همشون مجازين. عشق حقيقی يعنی عشق به خدا. اينها از همون آدمهايی هستن که فکر ميکنن با يه بار نماز خوندن و يه بار روزه گرفتن، پاکترين آدمها هستن و بهشت و تمام نعمتهاش الان در اختيار اونهاست. همونهايی که با برداشتهای سطحی و گاه احمقانه دارن زندگی ميکنن.
عشق، چيزی ورای اين حرفها و حديثهاست. بالاترين درجه عشق، عشق به مبدا و مقصده. عشق به خالق هستی. اما رسيدن به اون هم مراحلی داره. اينطور برداشتهای افراطی از عشق مثل همون کاريه که مرتاضهای هندی ميکنن. درحالی که هر آدم عاقلی با اينجور برداشتهای افراطی مخالفه. اصلا افراط و تفريط باعث ميشن که آدم به بيراهه بره. همه چيز بايد در حد نرمال و متوسط باشه. خدا هيچوقت نگفته که زندگيتون رو ول کنيد و بزنيد به دل کوه و دشت و شبانه روز نماز بخونين و روزه بگيرين. اصلا فلسفه خلقت اين نبوده که يه سری آدم خلق بشن که شبانه روز در عبادت باشن. خب اگه اينطوری بود که فرشته ها بودن و بهتر هم بلد بودن که عبادت کنن. مشکل امروز ما اينه که حتی نميدونيم واسه چی داريم زندگی ميکنيم. تا وقتی جوونيم بخاطر پيدا کردن استقلال فردی و زندگی شخصی خودمون تلاش ميکنيم. هدفمون همين هاست. بعد هم که زندگی شروع ميشه و اونقدر توی مشکلات غرق ميشيم که همه چيز رو حتی عشقمون رو فراموش ميکنيم. بعد هم سر پيری ميشيم خدا ترس و زاهد و فرزانه. يه زندگی مزخرف و بيهوده. آخر عمری ميشيم مشتری بهشت. بعد هم دم از خدا و عشق و اين حرفا ميزنيم. عشق چيزی بيشتر از اين هاست. اصلا همين هاست که اسم عشق رو لکه دار کردن. شايد بهترين تعبير از عشق تعبيری باشه که شريعتی داره. همونجا که مياد و همه اين مضامين احمقانه و از سر مزاج رو محکوم ميکنه و برای متمايز کردن عشق حقيقی تعبير دوست داشتن رو به کار ميبره. تعبير خويشاوندی. ولی کو کسی که اين حرفا رو بفهمه؟
دريا


 
comment نظرات ()
 
 
 
نویسنده : غريبه - ساعت ٧:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/٢/٩
 

اميد هيچ معجزي ز مرده نيست
زنده باش


 
comment نظرات ()
 
 
 
نویسنده : غريبه - ساعت ٧:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/٢/٩
 

bazam rozi dege guzasht . fagaht khoda midune ke che mikesham dar in zendan wa che rozha sakht migzaran . bi tu .     delam barat tnage wa nemitunam bebinamet .   wa khob  har che email mizanam har che talash mikonam  bazam nemishe  in teshnegi del ro tamom konam .   midunam ke tu ham hamintur...  midunam ke tu delet chi migzare aziz .  

emroz 4 shanbe ast . omadam ama  hich emaili az tu nabod . midunam ke hatman netet tamom shode . ke nashod email koni ama delam gerft . chera ke hamishe hame omidam inke  byam wa emailhay por az mobabatet ro bekhinam ke joon begriam .

be har hall aziz ba inke  dori ama hamishe dar ghalbe mani . 

dostet daram wa hesabi delam barat tnag shode . i


 
comment نظرات ()
 
 
 
نویسنده : غريبه - ساعت ٩:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/٢/۸
 

miduni in roza hame khab wa khorakm  shodi tu . hame ja .   dar khyale tuam  che khab basham che bidar . ham khoshhalm  ham negarna . ham ghamginamm ham   delhore daram . nemidunam  che halate ajibi . 

khob wase har   halat ham dadlil daram .  hame migan ke waghti ke adam ashegh mishe in halat ro dare . ama man  waghti fekr mikonam mibinam ke  man ehsasatam khily ghawi tar az ye asheghe hata .    khob  shayed  har kasi dar morede khodesh in ro fekr mikone . ama khob   rastesh age neravande roshde  moahabtemon fekr konim mibinim ke   malome ke ba  ehsasate sarsari wa   kotahe  degarna fargh dare .  khob roshd karde .    wa  be bologhe khodesh resede .    ine ke  be khodam etemade be nafs daram  wa midunam ke   tasmim wa entekhbam  az roy hawas wa    bary delkhoshi ya waght guzarani nabode .   

midunam ke   in hamon mohabati ast ke hamishe arezosh ro dashtam wa in tuii ke behem  hame on chizi ke mikhastma dadi . thanks .  nemidunam chetur begam ke  daryam  bawar kon ke  tu poram kardi wa hala man man nistam tuii .  por az tuam . wa ke midanane ke por shadan chyea . ke midadane ke teshnegi ye ensane  tanha chiyea . wa ke midanad ke    che hesi dare . che mazeii dare  por shodan be tu resedan wa dar tu gum shodan .  man . fagaht man midunam ke  ba wasle be tu man man chegune   ghargh misham  dar  on doniaii ke  mikham  hamishe tush basham wa ba tu bodan ro tajrobe konam .  ah khodaya .  che bagm ke age ta  rozha  benewisam bazam kam miaram .  fagaht  daryam tu miduni ke man  daronam che  ghadr teshen tust .   pas  bya wa in wasl to takmil konim . chera ke   man  ta dar aghosht nabsham aram nemirgam . 

ur love .


 
comment نظرات ()
 
 
 
نویسنده : غريبه - ساعت ٧:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/٢/٦
 

aziz . midunam ke in  dosti ma ba ehsasate ma  abyari shode wa roshd karde . wa  khob modat zamni ke lazem bode ro ham  gefte . wa ba nore  etemad wa  etminan wa  khake   mohabat wa   haway  mehre ham  roshd karde .  wa hala dege onghadr in    ehsas wa  pemane ma   mohkam shode   . ke  mesle senobari ke  dar masire har bade paizi  mimone ke mitune har   badi ro  tahamol kone wa  az jash tekon nakhure .  wa esteghami ke dare  hamsh az wojode man wa tu bahame .   

ba ham hastim ke donia zibast . ba ham hastim ke  eshgh jarist . ham ro  darim ke mishe   khoshi ro tajrobe kard . ba ham hastim ke mishe    dar  fazaii nafas keshid ke  boy mehr wa  dosti  mide wa juda az dgeran dar doniyay khodemon   bashim .  tu hasti ke  manam hastam .  wagar na  man  nistam . bi tu .

 aziz  shab wa roz be fekret hastam ke chetur mishe behet  beresam wa  kay mirese on rozi ke betunam ba  eshghet abyari sham wa   sarzamine arezohamon ro besazim .  wa betunam ba cheshmane khodam  arezohay  be haghighat tabdil shodam ro bebinam .   

montazeertam aziz . ke byaii wa ba tu betunam   tajrobe konam khoshi ro . eshgh ro wa    sarzamine arezo ham ro .

san who is urs .


 
comment نظرات ()
 
 
 
نویسنده : غريبه - ساعت ٧:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/٢/٦
 

hamon rozahay awali ke baram  matlabi mizashti midunestam ke hame  ehsaset manam . ama bazam in dele man bigharar bod . chera ke   mikhastam khily sade tar behem begi ke dostam dari .   .. khob midunestam ke dostam  dashti . wa dari . mmidunestam ke  har  kalame  az on  guftehat dare faryad mizane ama khob bazam  mohtaj bodam ke   ke khily wazheh tar behem begi . ba inke nafahmam ke chi mikhay begi . hame chi ro mifahmidam wa midunestam ama bazam  ye  chiz hamish nagufte mimond . wa montazer bodam ke hamon ro beshnawam chera ke bedone in tasmim . bedone on  gufte bedone on khaste . bedone on   hame in ehsas  har che gahdr ham ke   ghawi bashe  nesfe mimone .   dostet daram wa mikhamet . hame on  chizi bod ke  mikhastam beshnawam ...   ajibe na ?  inhame ehsas . inhame taghala  baazam  mikhast ke takmil she .

dorost  hamontur ke in  ka,lame dostet daram   hame ehsase ma ro takmil mikone wa  be  zendegi ma masire tazii mide wa  hame  fazy khali drone ma ro takmile kone .  por az ham mikune .   haminturam tu ba wojodet takmilam mikuni .  bi tu man  khali khali hastam wa tu hasti ke poram mikuni wa  baese bodanam tuii

thanks for beiing in to my life .. thanks fot all which u have given me .

ur san


 
comment نظرات ()
 
 
 
نویسنده : غريبه - ساعت ٧:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۳/٢/٥
 

هزار دشمنم ار ميکنند قصد هلاک
گرم تو دوستی از دشمنان ندارم باک
مرا اميد وصال تو زنده ميدارد
وگرنه هر دمم از هجر هست بيم هلاک

گاهی برخی چيزها هست که آدم هرچی تلاش ميکنه که بگه نميشه. هرچی کلمه توی ذهنش داره رديف ميکنه که بگه اما نتيجه ای نميده. گاهی تشنگی آدم رو يه دريا هم نمی تونه برطرف کنه. اما من تشنه ام. تشنه جرعه ای از جام لبانت. تشنه نگاهت. تشنه تو. اما اين تشنگی با دريا هم سيراب شدنی نيست. شب و روزم يکی ست آنزمان که خود را بی تو و دور از تو حس می کنم. روزهای تلخ زندگی همچنان ميگذرند. همه چيز در گذر است. همه چيز در حال عبور است. اما آرزوی من! مگذار که اين عشق نيز بگذرد. مگذار که اين محبت بگذرد. مگذار اميد از دلت برود. مگذار!
در گذار زندگی جوينده ای ابدی باش. و بدان که نااميدان را معادی مقرر نيست. زندگی چون رودی روان است. پس چون رود روان باش. مگذار که سنگها و مشکلات راه را بر تو ببندند. از همه آنها گذر کن، اميدوار باش. چون رود اميدوار باش. چون رود سخت کوش باش. چون دريا صبور باش. چون آرزو لطيف و زيبا بمان. و خود را به دست نوميدی مسپار که نوميد مردم چون مردی ای متحرکند. چون روحی که در گور جسم مدفون گشته. آروزيم! چون نام پاک و عزيزت، استوار و مصمم باش. که نوميدی تو شکست من است. که اشک تو مرگ من است. که...
دريا


 
comment نظرات ()
 
 
 
نویسنده : غريبه - ساعت ۸:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/٢/٤
 

 

 

 

مگذار كه عشق ، به عادتِ دوست داشتن تبديل شود !

مگذار كه حتي آب دادنِ گلهاي باغچه ، به عادتِ آب دادنِ گلهاي باغچه بدل شود !

عشق ، عادت به دوست داشتن و سخت دوست داشتنِ ديگري نيست ، پيوسته نو كردنِ خواستني ست كه خود پيوسته ، خواهانِ نو شدن است و ديگرگون شدن.

تازگي ، ذاتِ عشق است و طراوت ، بافتِ عشق . چگونه مي شود تازگي و طراوت را از عشق گرفت  و عشق  همچنان عشق بماند ؟

عشق، تن به فراموشي نمي سپارد ، مگر يك بار براي هميشه .

جامِ بلور ، تنها يك بار مي شكند . ميتوان شكسته اش را ، تكه هايش را ، نگه داشت . اما شكسته هاي جام ،آن تكه هاي تيزِ برَنده ، ديگر جام نيست .

احتياط بايد كرد . همه چيز كهنه ميشود و اگر كمي كوتاهي كنيم ، عشق نيز .

بهانه ها جاي حسِ عاشقانه را خوب مي گيرند......................

 


 
comment نظرات ()
 
 
 
نویسنده : غريبه - ساعت ٧:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/٢/٤
 

hi . miduni azziz . hese ajibi daram . nemidunam  cheturi behet begam . akhe  chiz ham nist ke bekham begam . chon hame chi ro guftam .   ... nemidunam  delam chera bitaabe , nemidunam chera hes mikonam  ke mikham khily chiza behet begam ama nemutunam ... shayed be marzi resedam  ke dege az in be bad nemishe harf zad.. bayed  boied . ba cheshid . bayed  lams kard wa bayed  ded . 

miduni daryam .  bighararam . .. bawaram koni . bitabi daroni  man ro daryab  . bawar kon ke be ghere tu hich kas nemitune be dele bitabam    komak kone,.  bedone  tu hich kas be teshnegim jawab nemide . bi tu hich kas behem  mohabat nemikune . be done tu man  nemitunam zende bemonam .   fekr nakon ke age tu nabashi . degarii khahad bod . age tu nisti man mimiram . man tamom misham . man bi tu hicham .  shayed tu kalame ha shenide bashi ama mituni emtehanam koni . i will die  without u .

miduni  man   tu ro nakharidam man tu ro dozdedam .   wa hazer nistam be hich ghemati az dastet bedam .    khob tanha  chizi ke man mitune be rohe   bitabam  aramesh bede tuii .  bawarete .   ....

man mikham ba tu basham . dar kenaret .

be omide tu zendam .

ur arezo


 
comment نظرات ()
 
 
 
نویسنده : غريبه - ساعت ۸:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/٢/٢
 

rastesh nemidunam chetur  jobaran konam hame mohabatat ro . doste daram . ama aya in kalame mitune bayane hame  ghughaii bashe ke  darone man mesle ye atashfeshane ?  

tu hamoni hasti ke mikhastam . behem hamonturi ke mikham mohabat kardi .  tu hamon arezoy mani ke man az   sadha sale pish dashtam . tu hamon khaste mani . wa tu hamon esghi hastam ke roham  hamishe donbalesh bode .  tu baram arameshei . tu baray ghalbam ye khane amni . tu baram hame chizii . tu baram  zendgei .  wa bahari . ...   kholase  aziz mersi ke behem hame chi dadi .  i never can find any word to say  thanks .  wish u can undersatnad . watever i wanna to say .  

midunam ke ye nagah mitune bege,   ama montazere  ye negham . i hope see u soon .

san


 
comment نظرات ()
 
 
 
نویسنده : غريبه - ساعت ٦:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۳/٢/٢
 

همچو فرهاد بود کوه کنی پيشه ما
کوه ما سينه ما، ناخن ما تيشه ما
شور شيرين ز بس آراست ره جلوه گری
همه فرهاد تراود ز رگ و ريشه ما...(اديب اول)

آه! باز هم آسمان ديدگانم بارانيست. بازهم اشکها مهمان ديدگانم گشته اند و پرخروش و پر هياهو از پنجره چشمانم سرازير شده اند و گونه های تبدارم را که چون کويری تشنه اند نوازش می کنند و سيرابش می سازند. چه سخت است دور از يار بودن. بيهوده نيست که شاعران عهد کهن، اينگونه پر سوز و گداز حديث عشق را می سرودند...
ديشب به سيل اشک ره خواب می زدم         نقشی به ياد خط تو بر آب می زدم
سيمای يار در نظرم جلوه می نمود               وز دور بوسه بر رخ مهتاب می زدم...
اشک هميشه مهمان چشمان منتظر است. انتظار! دشوارترين چيز در زندگيست. هر چه بيشتر منتظر می شويم، تحمل آن سخت تر می گردد. هر چه بيشتر به مقصد نزديک می گرديم، صبر کردن دشوارتر می گردد. آنگاه که از نسيم سحری، شميم يار را می شنوی، آنچنان بيقرار و بی تاب می گردی که لحظه ای انتظار نيز بر تو سالی خواهد گذشت...
ديدار يار غايب دانی چه ذوق دارد؟              ابری که در بيابان بر تشنه ای ببارد...
و من هم اکنون چون ابر می بارم. چون بيابان تشنه ام. چون دريا بی تاب. هر بار چون موج بی تابی سر بر ساحل می کوبم و او را در ميان صخره ها و شن ها جستجو می کنم و هر بار او را نمی يابم و غمناک تر و کبود تر از قبل باز می گردم و باز بی تابی و بيقراری مرا امان نمی دهد و باز کف بر لب آورده ره ساحل را در پيش می گيرم. ولی جوش و خروش دريا بهتر از سکون و سکوت مرداب است. که سکون يعنی نيستی که سکوت يعنی عدم، نااميدی، شکست...
ز شوق تو مستم، خرابم خرابم
ز خود در هوايت، تهی چون حبابم
اگر بی تو باشم، چو نقشی بر آبم
سراسر بيابان، سراپا سرابم
چو نيلوفر بر تو می پيچم
بی تو من هيچم!
دريا


 
comment نظرات ()